این روزها درباره کارنامه تیم مدیریتی کنونی سازمان صداوسیما در محافل رسانهای، سیاسی و افکار عمومی بحثهای فراوانی مطرح است.
مدیرکل امور سیاسی استانداری تهران درباره زمان انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا گفت: با توجه به تحولات اخیر و درگیریها در حوزه جنگ، منتظر اعلام رسمی پایان آن از سوی شورای عالی امنیت ملی هستیم تا فرآیند دو ماهه پس از آن آغاز و انتخابات برگزار شود.
یک اقتصاددان معتقد است جنگ ایران، بخشی از برنامه مهار چین است که از سوی واشنگتن طراحی شده و ایران در یک تنگنا گرفتار کرده است.
رئیس مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری در یادداشتی نوشت: خبرنگاران نقشی بیبدیل در خلق این سرمایه اجتماعی جدید ایفا میکنند. ایشان به مثابه کارگزاران حوزه عمومی میتوانند با روایتگری صدای همه مردم ایران، پیشفرضها و طبیعیانگاشتههای تکصدایی را به چالش بکشند و از این طریق جامعه را از خشونت نمادینِ روا داشته شده توسط اقلیتی که خود را بدل از همه مردم ایران میدانند، برهانند.
مجتبی زارعی نوشت: صداوسیما برای حمایت از جبلی امضا جمع میکند!. مگر جمع کردن امضا خرابکاریهای هیئت رئیسهی سازمان را برای وحدت شکنیها و قطبیسازی ها در رسانه ملی درست جلوه خواهد داد؟
در میان رجال و سیاسیون کم نمیبینیم استناد به گفته و بافته کسانی که از اساس نا معتبرند. افرادی که فسق خبری شان به دیگر گونههای فسق که مرتکب میشوند اضافه شده است اما میشوند منبع خبر و سپس تحلیلِ برخی ها.
مقامهای ایران و آمریکا هر دو میگویند که تنگهٔ هرمز دیگر به وضعیت سابق خود باز نخواهد گشت! منظورشان از این حرف واحد چیست؟
اینکه هر وقت مسئولان سیاسی و اجرائی به نقطهای میرسند که احساس میشود قرار است کشور به آرامش و ثبات برسد و از جنگ و درگیری دور شود ناگاه عدهای سروصدائی به راه میاندازند یا حادثهای میآفرینند که مانع ثبات و آرامش میشود و طبل جنگ دوباره به صدا درمیآید، نمیتواند عادی باشد.
در سالهای اخیر، همواره نقد و نظرها درباره رسانه ملی بازار داغی داشته و دارد؛ به طور مشخص، این بازار در حوالی و پیرامون وقایع و رویدادها داغ تر، جدی تر و پرحجم تر می شود. دقیقا در همین ایام و در میانه حال و احوال جنگی که اکنون در آنیم، وجهی دیگر از انتقادها و حرف و حدیث ها درباره صدا و سیما به اوج خود رسیده است.