در دوره پس از آتشبس، نظام جمهوری اسلامی در بخش سیاسی و دیپلماسی چگونه عمل کرده است؟
این تصور که ترامپ در قبال جنگ با ایران صرفاً سیاستمداری ابله، تکرو و تنها تصمیمگیر است، بیش از آنکه تحلیل باشد، نوعی سادهسازی خطرناک است.
بستن تنگه واکنش منطقی ایران به حمله نظامی دشمن بود که با استفاده از زمین و هوای کشورهای منطقه ساماندهی و حمایت شد. این اقدام زیان گستردهای را به کشورهای ذینفع اعم از کشورهای منطقه و اقتصادهای بزرگ و کوچک جهان وارد کرد؛ زیرا با محدودشدن تردد و کاهش چشمگیر صادرات نفت، جریان تورمی در اقتصاد جهان سرعت گرفت.
«امروز کم موشک زدیم؛ای بابا اینکه فایده نداره. باید فلانجا رو میزدیم.»
عمادالدین باقی گفت: در جوامع باز که تحرک کامل اجتماعی وجود دارد نخبگان حکومتی ای شکل می گیرند که بیش از همه برای حکومت کردن، شایستگی دارند درغیر اینصورت نظام سیاسی رو به قهقرا می رود و جامعه را هم به قهقرا می کشد تا اینکه جامعه دست به مقاومت در برابر این وضعیت می زند.
آنچه در روزهای اخیر در فضای سیاسی و رسانهای دیده میشود، تنها یک سلسله واکنش پراکنده به یک موضوع مشخص نیست، بلکه نشاندهنده جابهجایی محل مناقشه از «اصل مذاکره» به «تبدیل آن به ابزار تقابل سیاسی» است. در این میان، حملات و مواضع تند نسبت به محمدباقر قالیباف نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
بزرگترین عامل تخریب همبستگی اجتماعی، درک نادرست سیاستمداران رانتی و استصوابی درباره همبستگی و عدم فهم نسبی و مشروط بودن همراهی ها و حمایت ها است. آنها نگاه مصادره ای دارند و بدون فهم دینامیک از رفتار مردم، آن را به معنای تایید گذشته و اکنون خود می دانند.
اعلام رسمی اجرای آتشبس لبنان-اسرائیل از سوی ترامپ، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت میدانی باشد، تلاشی آگاهانه برای تصاحب روایت آتش بس لبنان به نام آمریکاست.
امارات متحده عربی از سالها قبل از جنگ تحمیلی سوم، بین مردم جنوب خلیجفارس به «اسراییل خلیج» معروف بود. از بسیاری جهات این کشور به متحد بسیار نزدیک یک دهه اخیرش در منطقه، یعنی اسراییل شباهت تام و تمامی دارد.