ایران بار دیگر روزهایی پُرالتهاب را پشتسر میگذارد و نگرانی و اضطراب را میتوان در رفتارهای مردم به وضوح دید.
حمله شبانه آمریکا به ونزوئلا و انتقال رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش به آمریکا برای محاکمه، پدیدهای جدید و البته اسفناک در تاریخ روابط بینالملل پس از جنگ جهانی دوم بود و علامتی جدی از افول نهادها و رژیمهای بینالمللی و البته تمسخر حقوق بینالملل از جانب ترامپ و تیم او محسوب میشود.
این سؤال مطرح میشود که برای برونرفت از وضعیت فعلی و مهار گرانی چه باید کرد؟
معاون اول رئیسجمهور، محمدرضا عارف در جلسه ستاد تنظیم بازار گفته: «واقعیت این است انسان تعجب میکند چگونه یک جوان ایرانی و با شناختی که از ملت و تمدن ایران داریم میتواند اینگونه در دام دشمن بیفتد. برخی از جوانان احساسی عمل میکنند و برخی نیز برنامهریزیشده است.»
آقای رئیسجمهور، وزرا، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولان اجرایی و تقنینی کشور! این مطلب نه از سر هیجان نوشته شده و نه با نیت تخریب. پرسشی است ساده، بنیادین و در عین حال سرنوشتساز؛ پرسشی که اگر صادقانه به آن پاسخ داده شود، بسیاری از سیاستها، تصمیمها و حتی اولویتهای حکمرانی نیازمند بازنگری جدی خواهد بود.
با وجود خشکسالی پی در پی و کاهش بارندگی در سالهای اخیر، تنش آبی و قطعی آب را به حداقل رساندیم.
یک هفته از آغاز اصلاحات نظام ارزی در دولت با انتقال یارانه ارز ترجیحی به انتهای زنجیره مصرف میگذرد. این اقدام که با هدف حذف رانت و تسهیل فرایند واردات کالاهای اساسی اتخاذ شده، باعث شد قیمت کالاهای اساسی افزایش یابد اما مابهالتفاوت آن به حساب خانوارها، مستقیماً واریز شود.
این روزها ایران و ایرانیان روزهایی دشوارتر از همیشه را میگذرانند.
شرایط فعلی ایران همافزایی مجموعهای از مشکلات است. میتوان گفت بستر شرایط سیاسی امروز ایران نارضایتی است و این نارضایتی عمومی ریشههای متعددی دارد که ازجمله آنها میتوان به ناکارآمدی در مدیریت اداری و اقتصادی ایران اشاره کرد.