آیا وفاق در عالم سیاست به این معناست که چشم بر هم بگذاریم و کارنامه و عملکرد حریف را نبینیم و بگوییم انشاءالله گربه است؟ و بر گذشتهها صلوات؟ و مهمتر از همه اینکه سود وفاق باید توی جیب چه کسی برود؟ پزشکیان؟ جریانی که در انتخابات باخته؟ گروههای سیاسی؟ کنشگران اقتصادی؟ اهالی فرهنگ و هنر؟ یا اینکه تودههای مردم هم این وسط سهمی دارند؟ اگر دارند چقدر و همین مقدار را چه کسانی و چگونه باید پرداخت کنند؟
چهارمین ضربه چند سال اخیر روسیه به ایران، در حال فرود آمدن بر پیکر کشورمان در مرزهای شمال غرب است.
زیدآبادی می گوید چرا رسانه ها از جمله طائب درباره آزادی محصوران استقبال نکردند؟
بدیهی است که مدیریت صدا و سیما دوست داشت دیشب با سعید جلیلی یا حتی محمد باقر قالیباف به عنوان نهمین رییس جمهوری ایران گفتوگو میکردند اما آن که در برابرشان در پاستور نشسته بود نه آن دو که مسعود پزشکیان بود و البته از یکی در مقام رییس مجلس تشکر کرد.
موسوی لاری گفت: همه نهادها، همه نیروها و کنشگران سیاسی باید تلاش کنند که آقای پزشکیان موفق بشود. من معتقدم که وظیفهای ملیتر از این امروز وجود ندارد. باید همه تلاش بکنند تا پزشکیان موفق بشود؛ بدون اینکه بخواهند از او مثلاً یک سهمی بگیرند.
در بخشی از یادداشت مهاجری و زاهد آمده است: اگر این روزها میبینید بعضی بزرگان حوزه و سیاست، با آنکه قلبا از گفتارها و رفتارهای پزشکیان راضیاند اما در حمایت از او و علیه مخالفانش دم نمیزنند، در راستای همین ارعاب است.
رئیس جمهور گفت باید شرایطی فراهم کرد که ایرانیانی که به ایران می آیند با ترس نیایند، باید شرایط را برای آنها فراهم کنیم.
احمد خرم، وزیر دولت اصلاحات می گوید گفت: اوضاع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... در مملکت و معضلاتی که در کشور وجود دارد، به تنهایی هشدار عظیمی است که باید دست به دست هم دهیم و حلشان کنیم. حالا آقای پزشکیان به میدان آمده و دست دراز کرده که بیایید کمک کنید، ما باید دستش را بفشاریم و کمک کنیم یا بایستیم بیرون گود و بگوییم لنگش کن؟ باید به او کمک کنیم.
آقای رئیس جمهور به وزیر علوم دستور دادهاند همه اساتید و دانشجویان اخراجی به دانشگاه بازگردند!