«خب آقا راضی بودین از مصاحبه؟» این یکی از آخرین جملات و تملقاتی بود که مهدی توتونچی، مجری برنامه شبهای فوتبالی شبکه ورزش در انتهای مصاحبه با مهدی تاج در شامگاه جمعه به زبان آورد.
حدود یک سال و نیم از شروع دو جنگ سهمگین در ایران سپری شده و بسیاری از مؤلفههای تعیین کننده جریان اقتصاد ملی با دوران قبل از جنگ تغییر کرده است.
اقتصاد ایران در نیمه نخست دهه ۱۴۰۰ وارد مرحلهای کمسابقه از نظر همزمانی رکود و تورم شده است؛ مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه تا پایان شهریور ۱۴۰۵ را ۷۳.۶ درصد و نرخ تورم نقطهبهنقطه را ۸۹.۸ درصد اعلام کرده و همزمان رشد اقتصادی در بهار امسال به منفی ۱۰.۱ درصد رسیده است. مقایسه این ارقام با عملکرد اقتصاد ایران در دهههای گذشته نشان میدهد فاصله میان وضعیت فعلی و حتی دورههای بسیار سختی مانند سالهای نخست انقلاب و جنگ تحمیلی، بیش از هر چیز در شدت تورم خود را نشان میدهد.
بسیار جای تأسف است که بعد از 47 سال حاکمیت جمهوری اسلامی هنوز عدهای از دستاندرکاران امور – اعم از اجرائی، سیاسی و تقنینی – منطبق با آداب سخن نمیگویند.
این روزها شاید یکی از کوتاهترین و در عین حال سنگینترین پرسشهایی که در ذهن بسیاری از ایرانیان میگذرد، این دو جمله باشد: «چه میشود؟» و «کی میشود؟»
رقابتهای مویتای قهرمانی کشور در بخش زنان که در شهر قم جریان داشت به دلیل تجمع عدهای مقابل سالن مسابقات در اعتراض به حجاب ورزشکاران به تعطیلی کشیده شد.
جهان در ۳۵ سال نزدیک به دو برابر ثروتمندتر شد. رشد بزرگ یک فرمول واحد نداشت؛ اما تقریباً همه یک کار کردند: اتصال به بازارهای بزرگ.
بانک مرکزی اعلام کرده است تا سقف 2 میلیارد دلار اسکناس در اختیار مردم قرار میدهد؛ در مرحله نخست، یک میلیارد دلار و برای هر فرد بالای ۱۸ سال تا سقف ۱۰ هزار دلار.
خیابان برای بسیاری فقط مسیری برای رسیدن از نقطهای به نقطه دیگر است، اما آیا میتوان در خیابان «فقط بود»؟ یک جامعهشناس با طرح این پرسش، به پدیده «دوردور پیادهها» در تهران پرداخته و میگوید خیابان بخشی از زندگی اجتماعی و عرصهای برای حضور و تجربهکردن است.