چرا باید به پاکستان که متحد و شریک دشمنان ماست، به عنوان میانجی اعتماد کنیم؟
روزنامه قدس نوشت: هرچند همراهی پاکستان با پیمان دفاعی عربستان لزوماً بهمعنای مشارکت اسلامآباد در عملیات مستقیم علیه انصارالله نیست و این کشور نیز ادعاهای شرکت در حملات تهاجمی را رسماً رد کرده است، اما شواهد میدانی نشاندهنده سطح بالای مشارکت عملیاتی پاکستان در این کارزار است و شواهد سیاسی نیز حکایت از عمق راهبردی این همکاریها دارد.
سایر واسطهها نیز با همه تفاوتهایشان وضعیت مشابهی دارند و گرچه نسبت به ایران، بیطرف و دارای روابط دوستانه هستند، اما نسبت به دشمنان و رقبای ما نهتنها بیطرف نیستند، بلکه از متحدان راهبردی آنها بهشمار میروند. علاوه بر اینکه منافع خود این کشورها نیز اقتضائات دیگری دارد که در نهایت ضربالمثل شریک دزد و رفیق قافله را زنده میکنند!
عمان با آنکه سابقه طولانیتری در میانجیگری میان تهران و واشنگتن دارد، در پرونده هرمز با تعارض منافع و فشارهای آمریکا دست به گریبان است. این کشور تیرماه گذشته مسیر موقتی را از جنوب تنگه اعلام کرد که توسط ایران غیرقانونی اعلام شد؛ اما این مسیر با وجود توافقات بعدی با ایران، همچنان با اسکورت آمریکا فعال است. ضمن اینکه بنادر این کشور هم به مرکز پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا تبدیل شده است.قطر نیز که این روزها کانال دیپلماتیک فعالی میان تهران و واشنگتن فراهم کرده است، میزبانی پایگاه العدید، مهمترین مرکز نظامی آمریکا در منطقه را برعهده دارد که در حال پشتیبانی از عملیات دریایی آمریکا در تنگه هرمز و اسکورت شناورهاست. تانکرهای قطری هم نقش فعالی در دور زدن تنگه دارند و البته هر دو نظم را امتحان میکنند؛ اگر بتوانند مجوز ایرانی را میگیرند و در صورت لزوم از اسکورت آمریکایی استفاده میکنند!
میانجیها بیشترین نقش را در ایجاد حفره در ترتیبات ایرانی تنگه هرمز داشتهاند؛ چراکه این کشورها و متحدانشان از تحقق شروط ایران و حاکم شدن ترتیبات ایرانی بر هرمز متضرر شدهاند. طی ماههای گذشته اخبار متنوعی از مستثنا شدن یا عبور غیرقانونی تانکرهای گاز قطری یا نفتکشهایی به مقصد کراچی منتشر شد و نقش عمان نیز در دور زدن تنگه واضح است. طبیعی است که این کشورها در کنار میانجیگری، نیمنگاهی هم به منافع خود و کسب امتیازات ویژه داشته باشند.تلاشهای میانجیگرایانه این کشورها نیز این پرسش را به وجود میآورد که واقعاً برای حل اختلاف است یا برای مدیریت بحران در محدودهای که متحدان امنیتی آنها تعیین کردهاند؟ بهطور مشخص اصرارها و فشارهای میانجیگرانه روی یکی از طرفین تفاهم، صرفاً برای طرح مطالبات متقابل بوده یا با هدف مهار ایران و جلوگیری از سرایت جنگ و حفظ امنیت متحدان است، بیآنکه درباره منشأ تجاوز یا خواستههای طرف ایرانی سخنی بگویند؟
باید پرسید کشوری که بخشی از معماری نظامی آمریکا در منطقه و بلکه زیرساخت امنیتی این رژیم است و در اختلافات منطقهای نیز موضع امنیتی مشخصی دارد، چگونه میتواند فقط میانجی بیطرفی میان ایران و آمریکا باشد؟ میانجیای که زمین در اختیار جنگنده آمریکایی گذاشته و خود نیز دستکم در دفاع از پایگاه آمریکایی مشارکت فعال دارد، میتواند بیطرف باشد؟

























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0