رشیدی کوچی: رفتار صداوسیما باعث شده ، مخاطبانش به سمت اینترنشنال بروند/ تفکر حاکم بر این رسانه، تفکر جبهه پایداری است

«رسانه ملی وضعیت کنونی خود را به شکلی رسانده که دیگر مخاطبی ندارد و متاسفانه اکثریت مردم ما، چه بپذیریم چه نپذیریم، سخنان رسانه‌های بیرونی مانند اینترنشنال و امثالهم را ملاک عمل خود قرار داده‌اند. این روند نگران‌ کننده باعث شده که آن رسانه‌ها به راحتی بتوانند بر افکار جوانان ما تاثیر بسیار زیادی بگذارند.»

جلال رشیدی‌کوچی در گفت‌وگو با «اعتماد» در خصوص رفتارهای غیرمتعارف صدا و سیما می‌گوید: متاسفانه صدا و سیمای ایران به‌رغم بودجه هنگفتی که برایش صرف می‌شود جایگاه خود را از دست داده و اکنون مردم به رسانه‌هایی اعتماد دارند و حرف رسانه‌هایی را گوش می‌دهند که سراسر با دروغ به دنبال آسیب زدن به مملکت و ملت ما هستند.»

او با تشریح دلایل این وضعیت می‌گوید: «این امر یک دلیل ریشه‌ای دارد و آن هم عدم توجه به خواسته‌های مردم است. سال‌هاست که من و بسیاری دیگر از دلسوزان فریاد زده‌ایم که باید به دنبال رضایت مردم بود، نه اینکه آنان را بر سر مسائل بی‌پایه و اساسی که هیچ خروجی مثبتی برای کشور ندارند، ناراحت کنیم. متاسفانه ما شاهد بودیم که دلخوری‌های کوچک مردم به مرور تبدیل به ناراحتی شد، ناراحتی‌ها تبدیل به اعتراض شد، اعتراضات تبدیل به خشم شد و امروز ما در جایی قرار گرفته‌ایم که این خشم تبدیل به تنفر شده است.»

رشیدی‌کوچی تصریح می‌کند: «اگر قرار است راهکاری ارایه دهیم، دیگر نباید راهکار ما صرفا برای برطرف کردن نارضایتی یا اعتراض یا حتی خشم باشد. راهکار امروز ما باید راهکاری باشد برای تسکین دادن بر تنفر مردم. باید در این سطح عمیق‌تر فکر کنیم. وقتی به این سطح از سخن و راهکار می‌رسیم، قاعدتا صدا و سیما به عنوان پیشانی و بزرگ‌ترین ابزار در اختیار حاکمیت، باید برنامه‌ای جدی برای کاهش تنفر مردم داشته باشد. اما متاسفانه ما شاهد این هستیم که نه تنها چنین برنامه‌ای وجود ندارد، بلکه گاهی اوقات با کج‌سلیقگی‌هایی که مشاهده می‌شود – البته امیدوارم صرفا کج‌سلیقگی باشد -اتفاقاتی می‌افتد که بر تنفر مردم می‌افزاید. اینقدر این اتفاقات بر تنفر مردم اضافه می‌کند که گاهی آدم شک می‌کند نکند واقعا یک نفوذی در کار باشد و این صرفا ناشی از کج‌سلیقگی نباشد.»

او با مقایسه نقش رسانه‌های داخلی و خارجی اضافه کرد: متاسفانه صدا و سیما  نمی‌تواند دردی از مردم را دوا کند یا تسکینی بر درد آنان باشد، بلکه برعکس، به درد مردم نیز اضافه می‌کند. (مطلب موهن شبکه افق از جمله این موارد بود) قاعدتا وقتی کار به اینجا می‌رسد، مردم نیز حرف‌شنوی نخواهند داشت و اطلاعات خود را از منابع دیگری دریافت می‌کنند؛ منابعی که مشخصا با آمارسازی‌های دروغین به دنبال افزایش تنفر در مردم هستند. پس ما به این نقطه می‌رسیم که صدا و سیما و رسانه‌های بیگانه هر دو در یک نقطه تلاقی پیدا کرده و وجه مشترک پیدا می‌کنند. رسانه‌های بیگانه با آمارسازی‌های دروغین در جهت افزایش تنفر و خشم مردم و صدا و سیما نیز با برنامه‌های نامناسب و عدم شناخت دقیق خواسته‌ها و مشکلات مردم، باز هم ناخواسته به این روند دامن می‌زند و آن را تقویت می‌کند.»

نماینده سابق مجلس در تشریح دلایل این وضعیت اظهار می‌کند: «این وضعیت نگران‌کننده می‌شود، چراکه دلیل آن مشخص است. دلیلش این است که تفکری که امروز بر صدا و سیمای ما حاکم است، متاسفانه یک تفکر بسیار خاص و اقلیت است که همه هم می‌دانیم این تفکر، تفکر جبهه پایداری است. به نظر من، اکثر اقدامات تندی که علیه مردم ما انجام گرفته، چه در بحث قوانین، چه در بحث اجرای قوانین و چه در حوزه‌های دیگر مانند فیلترینگ، عدم واردات خودرو، سنگ‌اندازی در حوزه‌های اقتصادی یا در حوزه بانوان مانند مقاومت در برابر ورود بانوان به ورزشگاه‌ها، همگی گواه این تفکر هستند.»

جلال رشیدی‌کوچی در پایان با ابراز نگرانی عمیق در خصوص دورنمای فعالیت‌های این رسانه می‌گوید: «این موارد نشان می‌دهد که فرصت‌های مهمی از دست رفته است. اینها همه برآیند یک تفکر رادیکال و تندرو است و این تفکر امروز بر صدا و سیما حاکم شده است. پس جای بسیار نگرانی دارد که صدا و سیمای ما در دست چنین تفکری باشد که حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه عمدی باشد و چه سهوی، به افزایش خشم و تنفر مردم دامن می‌زند همان‌طور که رسانه‌های بیگانه نیز به طرق مختلف بر خشم و تنفر مردم می‌افزایند.»