آیا مسئولان کشور با حقوق یک کارگر می توانند زندگی کنند؟
روزنامه اطلاعات نوشت: آیا شما میتوانید با درآمد یک کارگر یا کارمند عادی، در شرایط فعلی اقتصاد ایران و با این سطح از تورم و گرانی، زندگی کنید؟
منظور از «زندگی» نه رفاه است و نه تجمل. سخن از تأمین حداقلهای معیشت است؛ اجاره یک خانه معمولی، هزینه خوراک روزانه، درمان، آموزش، رفتوآمد و اندکی امنیت روانی برای فردا. همان چیزی که قانون اساسی از آن به عنوان «زندگی شرافتمندانه» یاد میکند و بارها در سخنرانیهای رسمی بر آن تأکید شده است.
گرانی برای مردم یک واقعیت روزمره است؛ برای بسیاری از مسئولان، صرفا عددی در گزارشها. تورم برای خانوادهها به معنای حذف گوشت، میوه، سفر، آموزش باکیفیت و حتی درمان است؛ اما در سطح تصمیمسازی، اغلب به یک نمودار یا درصد خلاصه میشود.
مسئله اصلی ناآگاهی نیست. بسیاری از شما تحصیلکرده اقتصاد، مدیریت یا حقوق هستید. مسئله، فاصله است؛ فاصله میان اتاقهای تصمیمگیری و واقعیت زندگی مردم. فاصلهای که باعث میشود سیاستها روی کاغذ منطقی به نظر برسند، اما در زندگی واقعی به بنبست برسند.
این یادداشت دعوت به تقابل نیست؛ دعوت به بازاندیشی است. اگر سیاستگذاری اقتصادی از تجربه زیسته اکثریت جامعه فاصله بگیرد، نتیجه آن بیاعتمادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و گسترش شکاف دولت–ملت خواهد بود. شکافی که ترمیم آن بسیار پرهزینهتر از اصلاح بهموقع سیاستهاست.

























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0